تبليغاتX
همیشه فاصله ای هست...........
همیشه فاصله ای هست...........
مرا به یاد خواهی آورد

آنچنان که باران غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید

تا نام فراموش گشته ای بدرخشد

از پس سالها

مرا به یاد خواهی آورد

 

|+| نوشته شده توسط خورشید در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 12:45 |

|+| نوشته شده توسط خورشید در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 12:37 |

|+| نوشته شده توسط خورشید در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 12:33 |

باید امشب بروم

من که از باز ترین پنجره بامردم این ناحیه صحبت کردم.

حرفی از جنس زمان نشنیدم.

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد ....

من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد

|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 23:8 |

یادمان باشد اگر شاخه گلی چیدیم

وقت پر پر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده ی عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق به هر بی سرو پایی نکنیم.....! 

|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 22:54 |

رد پای اشک هایم را بگیر تا بدان تو خانه ی عاشق کجاست

|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 20:11 |

زمانی که متولد شدم یکی تو گوشم گفت تا آخر عمر با تو هستم خندیدم و

گفتم تو کی هستی؟؟؟؟؟  گفت: غم و تنهایی

|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 19:55 |

زندگی
زندگی  سه  چیز است:

اشکی که خشک می شود

لبخندی که محو می شود

و یادی که می ماند

|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 19:47 |

من غریبه ی دیروز آشنای امروز فراموش شده ی فردایم پس در آشنای امروز چنان می نگرم که در فراموشی فردا یادم کنی..........!!!!!!!
|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 19:44 |

خدایا عطا کن.....

تحملی که بپذیرم چیزهایی را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی که تغییر دهم چیزهایی را که می توانم

و خردی که بشناسم تفاوت این دو را. 

|+| نوشته شده توسط خورشید در چهارشنبه پنجم تیر 1387 ساعت 11:26 |

برای آن ها که به روز مرگی خو کرده اند و با خود ماندگارند مرگ فاجعه ی هولناک و شوم زوال است گم شدن در نیستی است . آن که آهنگ از خویش کرده است با مرگ آغاز می شود. چه عظیم اند مردمانی که عظمت این فرمان شگفت را شنیده اند و آن را به کار بسته اند که: «بمیرید پیش از آن که بمیرید.»!؟

چنین می پندارند که در این سوره مخاطب خداوند تنها پیامبر نیست. روی سخن با همه ی آن هایی است که « در جامه ی خویش » پیچیده اند:  «ای به جامه ی خویش فرو پیچیده ! برخیز! و جامه ات را پاکیزه ساز و پلیدی را هجرت کن! »

طنین قاطع و کننده ی فرمان وحی در فضای درونم می پیچد و صدای زنگ های این کاروانی را که آهنگ رحیل کرده است می شنوم. هجرت آغاز شده است و می دانم این آتشی که اکنون چنین دیوانه در من سر برداشته است  نه یک حریق  که آتش کاروان است !  آتشی که بر راه می ماند و کاروان می گذرد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط خورشید در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 14:55 |

اسمس و جوک
چند تا جوک و اسمس............

زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

--------------------------
هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم.

--------------------------
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.

----------------------
چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

------------------
ساقيا پيمانه ايرا لبريز کن هر چه دا ري در دهان سرريز کن ساقيامي ده که مدهوشم کند بي خبر از حال و بيهوشم کند ساقيا درد من را درمان نما جرعه اي مي در دل ودر جان نما ساقيا محتاج درمان توام در سراي دل نگهبان توام ساقيا درمان دردم دست توست اين دل بشکسته ام درشصت توست
---------------------
يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام?
تا دلم را در آن به نمايش بگذارم.
در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم.
از اين روست که تمام خيابانهاي شهر?
عشق مرا مي‌شناسند

 

 www.loo3.com بنی ادم اعضای یکدیگرند سر لقمه نانی به هم می پرند

خدا جون وقتی منو نقاشی می کردی زیبا نقاشی کردی ؛ ممنون سالم نقاشیم کردی ؛ ممنون ولی آخه چرا خدا جون تنها نقاشیم کردی؟

بد بختي ها را فراموش كنيد تا ا دم خوشبختي شويد و اگر خوشبختي ها را از ياد ببريدآدم بد بختي خواهيد بود

 

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 16:44 |

چقدر کوتاه است فاصله میان شادی و غم

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 16:30 |

کودکی کوزه ای شکست و گریست

که مرا پای خانه رفتن نیست

زین شکسته شدن دلم بشکست

کار ایام جز شکستن نیست

چه کنم گر طلب کند تاوان

خجلت و شرم کم ز مردن نیست

|+| نوشته شده توسط خورشید در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 20:8 |

اندوه رندگی

 

حیات نشه ی تنهایی است

 

قشنگ یعنی چه؟

 

قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال

 

و عشق تنها عشق

 

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد

 

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن

 

و نوشداروی اندوه؟

 

صدای خالص اکسیر می دهد این نوش !

|+| نوشته شده توسط خورشید در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 19:46 |

دچار یعنی

 

عاشق

 

و فکر کن که چه تنها ست

 

اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد

|+| نوشته شده توسط خورشید در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 19:42 |

یاد من باشد تنها هستم

 

ماه بالای سر تنهایی ست

|+| نوشته شده توسط خورشید در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 19:39 |

زندگي با همه وسعت خويش،

محفل ساكت غم خوردن نيست

 حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست

 اضطراب هوس ديدن و ناديدن نيست زندگي خوردن و خوابيدن نيست

 زندگي جنبش جاري شدن است از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي كه خدا مي داند

|+| نوشته شده توسط خورشید در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 19:28 |

از چی بگم.............

چه ميدونم از چي بگم ،‌ از هرچي بگم باز تكراري بيش نيست
بگم اعصابم بهم ريخته ، بگم حال روحيم خرابه ،‌ بگم بهم ريخته م ، بگم افسرده م ،‌ بگم...... آخه ديگه گفتن نداره ، بهر حال همهء اينها جزئي از زندگيم شدن

در اين زندگي و يا شايد مردگي باتلاقي هست كه در حال فرو رفتن در آنم
ديگه كار از گريه و درددل و اين حرفا گذشته
بحث سر زنده موندنه ، بحث سر زندگيه

ديگه حوصلهء جروبحث با بقيه رو ندارم ، حوصلهء فهموندن به ديگرانو ندارم كه درونم چي ميگذره و چمه
دوست ندارم مثل خيلي ها خودمو گول بزنم و به تكرار ادامه بدم

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 15:54 |

 

توجه

در اين زندگي و يا شايد مردگي باتلاقي هست كه در حال فرو رفتن در آنم
ديگه كار از گريه و درددل و اين حرفا گذشته
بحث سر زنده موندنه ، بحث سر زندگيه

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 15:53 |

یه اسمس جدید برای ایرانسلی ها

ايرانسل عشق را تكميل مي كند: در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد!! عشق را با ايرانسل معني كنيد

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 15:34 |

چند تا اسمس جالب..........

يه يارو رفت حج نه نماز مي خوند . نه طواف ميكرد نه ...
ازش پرسيدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چيز با كاروانه


پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ،
چون خيلي وقته تو رو نديدم
----------------------------

يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم.
فروشنده ميگه . به نام ... ؟
يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
--------------------------------------
اگه خوابي بيدار شو.
اگه بيداري بشين.
اگه نشستي پاشو .
اگه راه ميري بدو .
اگه ميدويي يه پشتك بزن.
و خوشحال باش كه از طرف من واست اس ام اس اومده.

----------------------------
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .
عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت .


يكي محبت مي كنه و يكي ناز مي كنه ! اوني كه ناز مي كنه هميشه محبت مي بينه اما اوني كه محبت مي كنه هميشه تنهاي تنهاست

--------------------------
روي سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توي سرت كه اين چيزا حاليت نميشه.

-----------------------------
آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است.

در طوفان زندكي با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است


عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست...

نه خطّي گوشه ي چشمم! نه رنگي بر لب و گونه ... اتاق خواب من خالي ... ز عطر وحشي پونه !... ... دوباره روي تخت من ... کتاب شعر و خودکارم! و تعدادي ورق پاره ... برو!...از عشق بيزارم !

گل را براي مکاني عشق را براي زماني و تو را براي هميشه دوست دارام

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 15:30 |

نوروز
هفت هزار سین بیاورید

هزار هفت سین بیاورید

هزار روز نو

هزار نوروز منتظرم هستند

قلبم هزار بار

چشمم هزار بار

حالم هزار بار

تبدیل می شود

سالم هزار بار تحویل می شود

با آن محول است

با آن مقلب است

با آن مدبر است

روز هزار سال

لیل هزار ماه

پس من هزار بار تبریک گویمت

لیلت پر از ستاره و

روزت خجسته باد.

|+| نوشته شده توسط خورشید در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 14:44 |